چهارمین جلسه پایش
پسری من.
فردای تولدت وقت مشاوره داشتی و به همراه بابایی رفتیم.خانم علوی با دیدنت کلی ذوق کرد و از کارهایی که انجام می دی خیلی خوشش اومد و فقط در حال تعریف کردن از تو بود.من بهش گفتم خیلی جیغ می زنی و گاز می گیری که گفت اهمیت ندیم چون می خوای حرف بزنی جیغ می کشی و گاز گرفتنت بخاطره جلب توجه هستش،باید حواست رو مشغول چیز دیگه بکنم.همچنان به شناخت رنگها تاکید داشت،استفاده کردن از هر دو دستت،شناخت اعضای بدن .گفت اگر چیزی خواستی و مناسبت نیست بهت ندیم حتی اگه خیلی هم گریه کنی فقط برات توضیح بدیم که برای تو نیست تا کمکم متوجه بشی.اگه سر اسباب بازی با بچه های دیگه دعوات شد سرزنشت نکنیم چون ممکنه یا لجباز بشی یا اعتماد به نفست رو از دست بدی.گفت حتما ببرمت استخر و کلاس های مادر و کودک رو شرکت کنم .اسباب بازی های رده سنی رو برات بگیرم و پازل باهات زیاد تمرین کنم و ...خیلی چیزهای دیگه تو هم که همش برای خانم علوی می خندیدی و خودتو لوس می کردی.
قربون بشم که کلامات جدید یاد گرفتی..سلام ، دایی، ساعت،که البته در حد آهنگشه به خاله صدیقه (خاله خودم ) میگی گینگه و ادای خندیدنش رو درمیاری


چهارمین جلسه پایش
مامان الهه